محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

384

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شد ، عمرو در فلسطين بود و چون خبر به وى رسيد ، گفت : تاكنون دمبلى را نخاراندم جز آن كه خون از آن در آمده باشد . او با اين گفته به اين واقعيت اشاره دارد كه زمينه‌هاى فتنه‌انگيزى و شورش عليه عثمان را فراهم ساخته است . . . سرانجام عمرو به معاويه پيوست . . . و او به درستى مىدانست كه معاويه خواهان حق نيست و حق به جانب دشمن او است . همراهى او با معاويه تنها براى دنياخواهى بود . . . معاويه نيز مىدانست كه اگر عمرو را از دست بدهد ، عليه او توطئه‌چينى مىكند . . . از اين روى از وى پرسيد كه در برابر كمك خود چه مىخواهد ؟ عمرو خواهان حكومت مادام العمر بر مصر شد . معاويه در آغاز اين پاداش را گران شمرد . . . سپس بر اين امر اتفاق كردند و پيمانى محكم بين خود بستند . » « 1 » ( فلا ظفرت يد البائع ) منظور عمرو عاص است و چگونه ممكن است دستى كه به گناه آلوده شده باشد ، كامياب گردد ؟ ! ( و خزيت أمانة المبتاع ) منظور از خريدار ، معاويه و امانت حقوق مسلمانان است . در اين عبارت به اين مطلب اشاره شده كه فرمانروايى خيانتكاران بر هر امتى بدون ترديد خوارى و ذلت را برايشان خواهد آورد و طعمه‌اى براى هر شكارچى خواهند شد . بررسى و مطالعه زندگى معاويه « 2 » و عمرو عاص ، « 3 » پيامد دنياخواهى و آثار آن

--> ( 1 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه : 61 - 62 . ( 2 ) . معاوية بن ابى سفيان صخر بن حرب بن امية بن عبد شمس و مادرش هند بنت عتبة بن ربيعه است . هند به زنا شهرت داشت و ابوسفيان سومين همسر او بود . نك : نسب قريش : 200 ؛ العقد الفريد : 6 / 86 - 87 ؛ الاغانى : 9 / 53 . معاويه پس از فتح مكه اسلام آورد و از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه او را نفرين كرد و گفت : خداوند شكمش را سير نگرداند . نك : انساب الاشراف : 1 / 532 ؛ صحيح مسلم : 8 / 27 ؛ مسند طيالسى : ح 2746 . يك روز ابو سفيان سوار بر مركب و معاويه و